تبلیغات
سرگرمی و تفریح
چهارشنبه 10 مهر 1387

   نوشته شده توسط: سایت نیوز    نوع مطلب :عمومی ،

for the ‘جک Joke’ Category

گواهی نامه

یارو می ره امتحان گواهی نامه بده چند بار رد میشه ,بعد تو راه پلیس جلوش رو می گیره ,می گه گواهی نامه. یارو می گه دادین كه می خواین؟

ختم

تو مراسم ختم یه بنده خدایی می گن : مرحوم وصیت کرده سیاه نپوشین . یکی داد میزنه مرحوم گه خورده ما به احترامش می پوشیم

 

مهمون

از رشتیه میپرسن چرا ۲ تا زن گرفتی..؟میگه: یوهو دیدی مهمون اومد

چهلستون

بچه اصفهانیه از باباش میپرسه: بابا برای عید نوروز نمیریم چهلستون رو ببینیم؟ من خیلی دوست دارم بدونم چه شکلیه, باباش میگه: چرا نمیریم پسرم, اگه مُفتیش کردند ما هم میریم

وضو

لره داشته به شدت وضو میگرفته یکی میبرسه چرا با فشار وضو میگیری؟ میگه دارم همچین وضو میگیرم که هیچ گوزی نتونه باطلش کنه

سویس

به ترکه می گن با سویس جمله بساز میگه : من دیگه با هیچی جمله نمی سازم ,شما دارید از ترک بودن من سویستفاده میکنید

قم

دو تا قمی با هم عروسی می کنن ,بچه شون می شه قمقمه

زلزله

تبریز زلزله میاد. رادیو وضعیت قرمز اعلام میکنه, میگه کسی تا اطلاع ثانوی از خونه بیرون نیاد

زولبیا بامیه

به غضنفر می گن نظر شما راجع به ماه رمضان چیه ؟ می گه والا خیلی خوبه. فقط یه ذره زولبیا بامیه اش رو زیاد کنن بهتر می شه

پلاك ماشین

ترکه مشغول شستن ماشینش بود. ازش پرسیدند: چرا از پلاك ماشین شروع كردی؟ جواب داد: آخر دفعه قبل كه ماشین می‌شستم، وقتی به پلاكش رسیدم دیدم ماشین خودم نیست

 

 


چهارشنبه 10 مهر 1387

   نوشته شده توسط: سایت نیوز    نوع مطلب :عمومی ،

حرف های ماندگار’ Category

 

آب زمزم

شاعرى مهمل‏گوى پیش دوستانش مى‏گفت: چون به كعبه رسیدم دیوان شعرم را براى تیمن و تبرك بر حجرالاسود مالیدم، ظریفى گفت: اگر در آب زمزم مى‏مالیدى بهتر بودى

خر

كسى خر گم كرده بود، گرد شهر مى‏گشت و شكر مى‏گفت. گفتند: شكر چرا مى‏كنى؟ گفت: از بهر آنكه بر خر ننشسته بودم, وگرنه من نیز امروز چهارم روز بود كه گم شده بودمى

چرچیل

یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته رد می شده،ه از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه, بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن, رقیبه می گه من هیچ وقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه,چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده می گه… ولی من این کار رو می کنم

معشوق

یكی از من بپرسید:معشوق تو كیست:گفتم فلانیست, منظور تو چیست؟ بنشست و های های بر من بگریست, كز دست چنین كس تو چه طور خواهی زیست

خوشبخت

آدمی اگر فقط بخواهد خوشبخت باشد به زودی موفق میگردد ,ولی او می خواهد خوشبخت تر از دیگران باشد و این مشکل است زیرا او دیگران را خوشبخت تر از انچه هستند تصور میکند

 

السلام علیك

اعرابى را پیش خلیفه بردند او را دید بر تخت نشسته و دیگران در زیر ایستاده گفت: السلام علیك یا الله! گفت: من الله نیستم. گفت: یا جبرائیل! گفت: من جبرائیل نیستم. گفت: الله نیستى، جبرائیل نیستى، پس چرا در آن بالا رفته و تنها نشسته‏اى؟ تو نیز در زیر آى و در میان مردمان بنشین

نام پدر

سلطان محمود روزى در غضب بود، طلحك خواست كه او را از آن ملالت بیرون آرد، گفت: اى سلطان نام پدرت چه بود؟ سلطان برنجید و گفت: مردك تو با آن سگ چه كار دارى؟ طلحك گفت: نام پدرت معلوم شد، نام پدر پدرت چون بود؟

 

خانه ما

جنازه‏اى را به راهى مى‏بردند. درویشى با پسر بر سر راه ایستاده بودند، پسر از پدر پرسید كه بابا در اینجا چیست؟ گفت: آدمى. گفت: كجایش مى‏بردند؟ گفت: به جایى كه نه خوردنى باشد و نه پوشیدنى. نه نان و نه آب و نه هیزم و نه آتش، نه زر و نه سیم، نه بوریا و نه گلیم
گفت: «بابا مگر به خانه ما مى‏برندش

سلطان محمود

از بهر روز عید، سلطان محمود خلعت هركسى تعیین مى‏كرد. چون به طلحك رسید فرمود كه پالانى بیاورید بدو دهید. چنین كردند. چون مردم خلعت پوشیدند، طلحك آن پالان بر دوش گرفت و به مجلس سلطان آمده گفت: «اى بزرگان عنایت سلطان در حق من بنده از اینجا معلوم كنید كه شما همه را خلعت از خزانه فرمود دادن و جامه خلاص از تن خود بركند و در تن من پوشانید

غرض

میان رئیس و خطیب ده دشمنى بود. رئیس بمرد، چون به خاكش سپردند، خطیب را گفتند: تلقین او بگوى. گفت: از بهر این كار، دیگرى را بخواهید كه او سخن من به غرض مى‏شنود

تعزیت

درویشى به در خانه‏اى رسید. پاره نانى بخواست. دختركى در خانه بود. گفت: نیست! گفت: چوبى، هیمه‏اى. گفت: نیست! گفت: پاره نمك، گفت: نیست
گفت: كوزه‏اى آب. گفت: نیست! گفت: مادرت كجاست؟ گفت: به تعزیت خویشاوندان رفته است
گفت: چنین كه من حال خانه شما مى‏بینم, ده خویشاوند دیگر مى‏باید كه به تعزیت شما آیند

حقایقی تلخ در مورد مردان

مردان خوب، زشت هستند
مردان خوش قیافه، خوب نیستند
مردان خوب و خوش قیافه به جنس موافق تمایل دارند
مردان خوب، خوش قیافه و علاقمند به جنس مخالف، متاهل هستند
مردانی كه آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی خوبند، پولدار نیستند
مـردانی كه آنچنان خوش قیافه نیستند، ولی پولدار و خوبند، تصور می كنـنـد مـا بـه دنبال مال آنها هستیم

مردان خوش قیافه و بی پول، بدنبال پول ما هستند
مردان خـوش قـیافه، كه آنچنان خوب نیستند و تا حدی به جنس مخالف علاقمندند، تصور نمیكنند كه ما به اندازه كافی زیبا هستیم
مردانی كه تصور می كـنـنـد مـا زیـبـا هستـیم، به جنس مخالف علاقمندند، تا حدی خوش قیافه و پولدار هستند، آدمهایی ترسو و بزدل میباشند
مردانی كه تا حدی خوش قیافه هستند، تاحـدی خـوب هستند، مقداری پول دارند و سپاسگزار خدا هستند، به جنس مخالف علاقمندند، خجالتی هسـتند، و هرگز اولین قدم را برنمی دارند ( برای آشنایی پیش قدم نمی شوند
مردانی كه هرگز قدم اول را برنمیرارند، زمانی كه ما پیشقدم می شـویم، اتوماتیك وار علاقه را در ما از بین میبرند

افسوس

بزرگترین افسوس آدمی آن است که می خواهد ولی نمی تواند و به یاد می آورد روزی را که می توانست ولی نخواست

 


سه شنبه 9 مهر 1387

   نوشته شده توسط: سایت نیوز    نوع مطلب :عمومی ،

Archive for the ‘جک های بالای هجده سال’ Category

 

هیتلر

هیتلر در آخرین سخنرانی خود گفت: «آختن دوشتن آرمی کیکتن کوختن چفتن اس‌ام‌اس‌دن ریپید اشنایدر» یعنی: ارتش آلمان تو ک..ن اونی که اس‌ام‌اس تکراری میفرسته

خودت بگو

خانم : آقا یه لباس بدوز كه از جلو سینه هام معلوم باشه, از عقب باسنم
خیاط : خانم ما از این لباسها بلد نیستم بدوزیم . یه لباس میدوزم, خودت هر جا رفتی بگو ج…ده ام

خواستگاری

قزوینیه تو خواستگاری جواب رد می شنوه، رو ک..ن داداش عروس اسید می پاشه

فیلسـوف

یه فیلسـوف قـزوینی میگه: « تا امید هست،آرزو نمی کنم

جک های بالای هجده سال

 

بچه

به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید؟ میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم

های بالای هجده سال

ما، ما

لره میخواسته ترتیب گاو شو بده، گاوه میگه: ما، ما, لره میگه: خفه‌شو، اول ما، بعد تو

 

زایده

استاد زیست شناسی داشته آلت جنسی مرد رو توضیح میداده، میگه: این آلت مثل زایده ایست كه به بدن مرد چسبیده، جاسم جان لطفاٌ بیا اینجا برای كلاس تشریح كن.‌جاسم جان هم كه از قضا عرب بوده میاد پای تخته و میكشه پایین .استاده یك نگاهی میكنه، میگه:بله همونطوری كه گفتم، جاسم زایده ایست كه به این آلت چسبیده

های بالای هجده سال

جکی جان

ترکه با جکی جان دعوا میکنه , جکی جان لباسشو پاره میکنه و میگه : آده… پنچه ی عقاب ..ترکه هم شلوارشو میکشه پایین و میگه :ها!! .ک..ر خر

جک های بالای هجده سال

معادله پایاپای

رشتیه به زنش می گه این ساعته که دستته از کجا اوردی؟ می گه: معادله پایاپای کردم, یه ساعت دادم یه ساعت گرفتم

های بالای هجده سال

خمیازه

میدونید فلسفه خمیازه كشیدن چیه؟ شیطون میاد در گوش ضمیر ناخودآگاهت و ازت می‌پرسه: اندازه سوراخ باسنت چقدره

اسم خارجی

ترکه دوست دخترش رو می‌بره خونه، دختره بهش میگه: من پریودم! بنده خدا میگه: من می‌میرم واسه اسم‌های خارجی

جک های بالای هجده سال

تجاوز

بنده خدا میره جهنم می‌بینه همه دارن ترتیب همدیگه رو میدن! می‌پرسه: اینجا چه خبره؟ میگن: هر كسی به هر كی كه تجاوز كرده، حالا باید پس بده! بنده خدا میگه: وای . . . . . اون خره

Comments (1)HYPERLINK "http://shagholam.com/main/?cat=4"جک های بالای هجده سال

نماز جماعت

در پایان نماز جماعت دانشگاه آزاد قزوین : به بغل دستی میگن: قبول باشه . به جلویی میگن:حال دادی ای ول.به پشت سری میگن حالتو به موقعش میگیرم

 


شنبه 6 مهر 1387

   نوشته شده توسط: سایت نیوز    نوع مطلب :عمومی ،

میگن تا حالا سوتی بزرگ دادی میگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هیچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بیا خونمون منم رفتم بهم گفت من میرم توی اتاق تو هم چند دقیقه بعد بیا تو منم ۱۰ دقیقه بعد رفتم تو اتاق تاریک بود برقارو که روشن کردم همه خندیدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش میگن اینکه سوتی بزرگی نبود میگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!! rolling on the floor

میدونی چرا معرفت ها کم شده؟ چون همش در تو جمع شده

اگر با گریه دریایی بسازم،‌اگر با خنده رویایی بسازم اگر خنده شود در من فراموش،‌اگر گریه شود با من هم آغوش تو را هرگز نخواهم كرد فراموش
praying

تركه میره سینما فیلم ترسناك میبینه..همه فرار میكنن جز تركه..ازش میبرسن تو جرا هنوز نشستی میكه دست به من نزنید من ریدم ...

گفتمش دل میخری؟ گفت چند؟/گفتمش دل مال تو، تنها بخند/ خنده كردو دل ز دستانم ربود/ تا به خود باز آمدم او رفته بود/ دل زدستانش به خاك افتاده بود
rose

تازه فهمیدم تو دنیا هیچ قلبی واسه من نمی تپه. حتی قلب خودم... چون اونم واسه تو می تپه!

با خیال تو بسربردن اگر هست گناه ، با خبر باش كه من غرق گناهم همه شب
love struck

از دست زمانه تیر باید بخوری دائم غم ناگزیر باید بخوری صد مرتبه گفتم عاشقی كار تو نیست بچه تو هنوز شیر باید بخوری

اگر روزی مُردم ، تابوتم را سیاه کنید تا همه بدانند سیاه بخت بودم بر روی سینه ام تکه یخی بگذارید تا به جای معشوقم برایم گریه کند ... چشمانم را باز بگذارید تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اینکه دستانم را ببندید تا همه بدانند خواستم ولی نتوانستم

عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری* من سخاوت دیده ام دل را به هرکس می دهم *شر م دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام

به یه آدم فضول میگن:اگه نصف دنیا رو بهت بدن ،دیگه فضولی نمی کنی؟میگه: پس نصف دیگه چی میشه؟!

نمیگم دوستت دارم،نمیگم عاشقتم،میگم دیوونتم كه اگه یه روز ناراحتت كردم بگی ولش کن دیوونست.

اسم زیبای تو را خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند نام تو در کفنم
thumbs up

یه روز 2 تا خلافکار با هم ازدواج می کنن . بچشون میشه بسیجی . چرا ؟ چون منفی در منفی میشه مثبت

از لره می‌پرسند: توی طایفه شما آدم مشهور هم هست؟ میگه:‌آره بابا، «لره و هاردی»، «سوفیا لره»، «الیزابت تای لور»، تازه یه شیمیدان لر یه چیزی كشف كرده كه اسمشو گذاشته «كلر»!
silly

بسیجیه یه شب قرص اکس میخوره تا صبح وضو میگیره!

کی چه گلی دوست داره؟ نجار:میخک، دزد:شب بو، قصاب:گل گاو زبون، پارچه فروش:اطلسی، دندون پزشک: مینا، و من... من تو رو دوست دارم، تو زیباترین و نازترین گلی هستی که من دوستش دارم.

ترکه با دوست دخترش میرن پارك یارو میگه :عزیزم اگه این درخت كاج زبون داشت الان به ما چی میگفت ؟دختره میگه اگه زبون داشت میگفت:كره خر من زرد آلو ام نه كاج

ترکه به زنش میگه مهرتو بگذار اجرا تاباپولش خونه بخریم!
hee hee

بسوزد خانه ی لیلی و مجنون كه رسم عاشقی در عالم انداخت اگر لیلی به مجنون داده میشد دل هیچ عاشقی رسوا نمی شد

فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد/
sigh